گفتگو با داوود مرگان و فرید یا حقی/ استودیو چپ چین
دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۴
0 نظر
2900 بازدید

گفتگو با داوود مرگان و فرید یا حقی/ استودیو چپ چین

...................................................................................................................................................

به گزارش آژانس خبری طرح و چاپ:

آنچه در ذیل میخوانید گفت و گویی است که «طرح و چاپ» با داوود مرگان و فرید یاحقی، بنیانگذاران استودیو چپ چین، انجام داده است:

 

طرح و چاپ: کمی از خودتان بگویید و اینکه چطور شد طراح و گرافیست شدید؟

داوود مرگان: دبیرستان وارد رشته ریاضی فیزیک شدم. از همان سال اول متوجه چیزهایی در اطرافم میشدم که برای من خیلی جذابیت داشتند و شامل همین فضای گرافیکی بود که در آن دوره اینقدر گستردگی نداشت. هیچ پیش زمینه ذهنی از این رشته نداشتم به خاطر همین موضوع مشغول جمع آوری اطلاعات در این زمینه شدم، در آن زمان مثل الان دسترسی به کتاب و اینترنت تا این حد نبود، پس برای خودم یک آرشیو از آرم و لوگو، و طرح هایی درست کردم که از در و دیوار جمع کرده بودم و یک سری کتاب که معرف گرافیک برای من بودند. به این شکل بود که به این رشته علاقه مند شدم و در همان زمان (دوره دبیرستان) کارآموز یک شرکت تبلیغاتی شدم و قبل از ورود به دانشگاه کارم را شروع کردم، دانشگاه وارد رشته گرافیک شدم و خرج تحصیلم از درآمد کار کردن در همین رشته سپری شد.

فرید یاحقی: دوره ی دبیرستان را در رشته ریاضی فیزیک گذراندم. از بچگی طراحی میکردم و خیلی علاقه مند به طراحی پرتره بودم، این علاقه مندی در دوره دبیرستان بیشتر شد ولی اکثر پرتره ها، کاریکاتوری می شدند. خیلی اتفاقی در دانشگاه وارد رشته گرافیک شدم، و آنجا با جذابیت های این رشته آشنا شدم و پیشینه کاریکاتور در دانشگاه به من خیلی کمک کرد. بعد از لیسانس هم دوره ارشد، انیمیشن خواندم.

 

طرح و چاپ: استودیو چپ چین، 22 مرداد 1390 در روز جهانی چپ دست ها تاسیس شده، دلیل این انتخابتان چه چیزی بود؟

مرگان: من و فرید، موقع ثبت نام دانشگاه با هم آشنا شدیم و این دوستی شکل گرفت، و تا امروزم ادامه داشته و به یک همکاری دو نفره به نام استودیو چپ چین ختم شده. هر دو چپ دست هستیم و قبل از چپ چین هر کدام به طور مجزا دفتر داشتیم و مشغول کار بودیم، تا اینکه در سال 1390 تصمیم به این همکاری دو نفره گرفتیم و طبیعتا برای این استودیو دنبال یک اسم بودیم و به این نتیجه رسیدیم که چپ چین انتخاب مناسبی ست. چپ چین، اسمی خوش آهنگ و بیاد ماندنی و اصلاحی رایج در گرافیک است و از همه مهم تر با ویژگی مشترک ما یعنی چپ دست بودن در هماهنگی ست و نهایتا روز 22 مرداد 90، روز جهانی چپ دست ها، استودیوچپ چین رسما شروع به کار کرد.

 

 

طرح و چاپ: همه آثار گرافیکی برای رسیدن به مرحله اجرا روندی را دنبال می کنند، شما در طراحی اثرتان چه روندی را طی می کنید؟

مرگان: طبیعتا وقتی قرارداد سفارشی بسته میشود، یک فاز خیلی مهم و سرنوشت ساز برای پروژه داریم که همان فاز تحقیقاتی است و قبل از ورود به مرحله ایده یابیمان طی میشود و این برای همه پروژه هایمان صدق میکند. در نتیجه تحقیقات علاوه بر مسلط شدن ما به موضوع و رسیدن به ایده های بهتر، باعث دیدن همه کارهای مشابه با موضوع میشود و به تاکید ما روی اورجینال بودن یک کار خیلی کمک میکند. ما با به دست آوردن همه ی این داده ها وارد اتاق فکر میشویم و شروع میکنیم به وصل کردن نقطه ها به هم، که برای گروه ما پروسه خیلی جذابی است و بیشترین وقت هم روی این موضوع میگذرد و به نظر من مهمترین مرحله، همین مرحله هست. بعد از این ها هم که به مرحله اجرا میرسیم که تمام زحمات مراحل قبلی را ملموس و دیدنی می کند.

یاحقی: دراین رابطه، کارطبق همان روندی که داوود گفت پیش می رود و اینکه ما قبل از اجرای یک پروژه، به آخر کار فکر میکنیم و همه شرایط رو در نظر میگیریم که آیا این اجرا همه نیازهای فکری ما و یا نیازهای مشتری را برآورده میکند یا نه.

 

طرح و چاپ: از مهمترین و بهترین تجربه هایی که این سال ها به دست آوردید برایمان بگویید؟

یا حقی: یکی از این بهترین ها به نظر من تجربه کار تیمی بود، در یک کار گروهی همه افراد باید درک متقابلی از هم داشته باشند که کار خیلی سختی است و ما خیلی خوش شانس بودیم که از عهده این کار برآمدیم. البته این اتفاق خوب برای ما قابل پیش بینی بود، چون زمان دانشگاه هم با هم کار کرده بودیم و از آینده همکاریمان کاملا آگاه بودیم. و اتفاق خوب دیگر برای ما آشنایی با بقیه افراد بود که بیشترشان دانشجوهای خودمان بودند.

مرگان: بهترین تجربه ها مربوط به همین چند سال اخیر بوده و کار سخت انتخاب کردن افراد برای کارهای تیمی، که خوشبختانه تا الان افراد تیممان را درست انتخاب کردیم، کسانی که از جنس خودمان هستند و دغدغه های ما برای خلق یک اثر را دارند، هر کسی با تخصص خودش ولی همه با هم کار می کنیم و این تجربه دلنشینی است.

 

طرح و چاپ: در زندگی هنریتان بیشترین تاثیر را از چه کسی گرفتید؟

مرگان: همیشه اعتقاد دارم که در زندگی هرکس، شخصی یا اتفاقی وجود دارد که قسمت خاموش وجودت را شاید حتی با تلنگری بیدار میکند، این اتفاق برای من هم افتاد و زمانش مربوط به دوره دبستان یا راهنمایی بود. همیشه خودم را مدیون آقای جواد رضاییان میدانم که آن زمان دانشجوی کارگردانی تئاتر بود و از مدارس دانش آموزانی را برای اجراهای تئاتر انتخاب میکرد، تئاتر بهانه بود چرا که ما خیلی کارهای هنری دیگر هم انجام دادیم، این کارها تا دوره دبیرستان من ادامه داشت و به انتخاب مسیر زندگی من کمک شایانی کرد و من همیشه به عنوان فردی که گوشه پنهان ذهن من را بیدار کرد از ایشان یاد میکنم.

 

طرح و چاپ: چطور به یک ایده خلاق می توان رسید؟

مرگان: یک بخش رسیدن به ایده ای خلاق به نظر من حاصل شیوه زندگی ماست،شاید حتی ذاتی باشد اما بخش اکتسابی آن تمرین و تکرار است. بزرگترین کمکی که هر فرد می تواند به خود در زمینه پرورش خلاقیت بکند، مطالعه و دیدن آثار خلاقه و تحیل آنهاست.

 

طرح و چاپ: تا حالا چطور توانستید بین هنر و تجارت هماهنگی ایجاد کنید؟

یا حقی: ما در حوزه ارتباط تصویری هستیم و همه سعی ما در این است که نگاه ویژه ای به هنر داشته باشیم و از آن به عنوان ابزاری ویژه که باعث دلنشین تر شدن کار میشود استفاده میکنیم. نمیشود خیلی به ارتباط تصویری به دید هنر صرف نگاه کرد، چرا که هنر برای هنر است و هیچ وقت خود را درگیر تجارت نمیکند. البته همیشه در حوزه های مختلف انسانی همه خودشان را محتاج هنر می دونستند، حالا یا از افراد متخصص استفاده کردند و یا خودشان دستی به هنر داشتند. ما هم تا حالا همه سعی خود را کردیم که در همه کارهایمان از هنر و ویژگی های ان استفاده کنیم.

 

طرح و چاپ: زمانی که سفارش کاری را میگیرید و برای آن ایده پردازی میکنید، آیا در مرحله متقاعد کردن مشتری به مشکل می خورید؟

مرگان: در طول سال هایی که کار کردم، اوایل خیلی سخت بود و در این زمینه به مشکل میخوردم، اما الان با توجه به تجربه و جایگاهی که از پس کارها و تحارب بدست آمده سفارش ها و سفارش دهنده هایمان را انتخاب میکنیم.

یاحقی: بطبع در سال های اول که تجربه کم بود و آرشیو خوبی از کارها موجود نبود، روی متقاعد کردن مشتری تاثیر میگذاشت و بدترین خاطره ها هم مربوط به همان سال های اول شروع کار است که دانش را دارید و آگاهی کاری که مشغول انجام آن هستید، اما ابزار و جایگاه دفاع از کار وجود ندارد، طبیعتا دانشجویی هستید که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده و هنوز درکی از فضای کاری بیرون دانشگاه و نگاه های پایین تر را ندارد و دچار مشکل می شود.

 

طرح و چاپ: استودیو شما طراحی هویت بصری مهمترین رویداد مربوط به هفته گرافیک ایران را به عهده داشت، از مراحل ایده تا اجرای این کار کمی برایمان توضیح دهید؟

مرگان: در آبان ماه سال 92 برای روز جهانی گرافیک دراردیبهشت 93، طراحی هویت بصری هفته طراحی گرافیک تهران توسط انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران به استودیو چپ چین داده شد. فرصت بسیارخوبی برای کار بر روی این پروژه داشتیم. این موضوع که این یک جشن است و باید با شکوه برگزار شود برایمان مهم بود و در کنار این به دنبال انجام کاری بودیم که کمتر اتفاق افتاده و کاری که این مجموعه را منحصر به فرد کند، حالا چه در ایران و چه در خارج از کشور. در روند ایده یابی به سازه ای رسیدیم که کسی به انجامش با این وسعت فکر نمی کرد، روی کاغذ همه چیز راحت بود اما در واقعیت، پروژه ای سخت پیش روی ما بود و اجرای بزرگی را در پیش داشتیم. و نتیجه هم مجموعه کارهایی شد که حتما دیده اید. بازتاب این مجموعه در ایران و خارج از ایران باعث شد که خستگی کار از تنمان بیرون برود. این کار در مجله طراحی داخلی و دیزاین Rayli  چین با موضوع طراحی برای فستیوال ها چاپ شد. امسال در فهرست فینالیست های دریافت جایزه معتبر موسسه YCN در لندن قرار گرفت که به مجموعه کارهایی داده می شود که در سال گذشته تاثیرگذار بوده اند. این فهرست توسط طراحان معتبر دنیا و به دعوت این موسسه تهیه می شود و فراخوانی ندارد. همچنین این پروژه در سایت های بسیاری در حوزه دیزاین به نمایش درآمد و سایت معتبر دیزاین بوم مجموعه هویت بصری این رویداد را بازنشر کرد که برای ما خوشحال کننده بود.

 

 

طرح و چاپ: جذابترین کاری که تا کنون طراحی و اجرا کرده اید، کدام یک از کارهایتان بوده؟

یاحقی: به نظر من ویدئو شهرسازی 93 یکی از بهترین ها بود، به جایی رسیده بودیم که بعد از دو سال سفارش کار یک ارگان دولتی کاملا به ما اعتماد داشت و کل پروژه را به ما سپردند. ما هم در شرایطی که دو تا پروژه را هم زمان پیش میبردیم، ظرف کمتر از یک هفته، ویدئویی را کار کردیم که با انجام تدوین نهاییش، تبدیل شد به یک ویدئوی هنری که برای خودمان هم جذاب بود. کار ارزشمندی بود مخصوصا زمانی که لوگوهای دانشگاه فردوسی، آزاد و یا سازمان نظام مهندسی که اصلا ارگان های هنری نیستند به عنوان حامیان این فیلم امد، کار را برای ما ارزشمند تر ساخت و این یعنی ما توانسته بودیم در یک فضای بسته کاری را انجام بدهیم که ما را نه یک قدم بلکه چندین قدم به سمت جلو پیش ببرد و این بهتر از آن چیزی است که هر کسی انتظارش را دارد.

مرگان: کارهایی که دوست دارم خیلی زیادند، چون پروسه تولید از نظر من پروسه جذابی هست و در شیوه کار بخش مهم و چشمگیری ست، مخصوصا وقتی از کامپیوتر بیرون میایید. همه کارها تا الان برای من جذاب بودند.

 

طرح و چاپ: درباره جایزه سرو نقره ای برایمان بگویید؟

مرگان: جایزه سرو نقره ای مربوط به پروژه سیرکو گرافیک بود. سال 91 هفته طراحی گرافیک به همت تعدادی از دانشجویان گرافیک و به سرپرستی آقای احسان مهدوی در مشهد برگزار شد. برای این مراسم از ما برای برگزاری یک سخنرانی دعوت به همکاری شد. ما  پیشنهاد ساخت یک ویدئو را دادیم، پیشنهاد پذیرفته شد. موضوع جذابی پیش رویمان بود، هفته گرافیک که مکان برگزاری آن سیرک بین الملی مشهد بود و با ذهنیت اینکه کلمات اگر وارد سیرک بشوند چه اتفاقی برای آن ها می افتد شروع به ایده پردازی کردیم و نتیجه آن ویدئویی شد که سال بعد برای سرو نقره ای فرستادیم وجایزه اول را نصیب تیم ما کرد.

 

 

طرح و چاپ: اولین کار حرفه ای که انجام داده اید مربوط به چه پروژه ای بوده؟

مرگان: کار حرفه ای از این جهت که بابت انجام آن هزینه ای دریافت کنم، یک لوگو تایپ بود که برای رستوران آبشار زدم، آن موقع دبیرستانی بودم و بابت انجام  آن 20 هزار تومان دریافت کردم.

یاحقی: اولین پروژه ی حرفه ای من طراحی جلد یک کتاب بود .

 

طرح و چاپ: درباره سابقه و تجربه تدریستان کمی برایمان بگویید؟

یاحقی: بعد از دوره ای که روی تدریس تمرکز میکنیم و بعد در کنارش کار را انجام میدهیم به این نتیجه میرسیم که نمی توان هردو این ها را کنار هم داشت کسی که روی قسمت علمی پژهشی کار میکند نمی تواند خیلی وارد دنیای حرفه ای کار شود. خاطرات  خوب دانشگاه بیشتر از خاطرات بدش نبود، که اگر بود همچنان تدریس میکردیم ولی آشنا شدن با بچه ها وبعدا همکاری کردن با آنها تجربه ای خیلی خوبی بود.

مرگان: خیلی گزیده تدریس کردم و زمان زیادی را به آن اختصاص ندادم، مجموعا سه سال. در همین زمان دیدن دانشجو هایی که مایه هنری یا فقط پشت کار را داشتند، خیلی لذت بخش بود. اگر همه با علاقه سر کلاس درس حاضر شوند قطعا این تجربه بسیاری دلچسب تر می شد.

 

 

طرح و چاپ: برای کلام آخر اگر نکته ای دارید بگویید؟

مرگان: تا الان با توجه به شغلی که داشتم وکارهایی که کردم، به این نتیجه رسیدم که همیشه آن دسته از افرادی که با علاقه کاری را انجام داده اند حتما به نتایج خوبی رسیده اند. فرقی نمی کند که زمینه کاری شخص چه چیزی باشد من حتی راننده تاکسی با علاقه هم دیدم و مطمئنم این اشخاص به آنچه میخواهند میرسند. همیشه در زندگی از دلم پیروی کردم و هرگز پیشمان نشدم.

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر